السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1323
تعليقات نقض ( فارسى )
جواد وزير موصل پناه بردند و جمال الدين آن دو را از باران رحمت خود سيراب نمود ( تا آخر گفتار او ) » . امّا « مجد همدانى » يا « محمّد همدانى » ترجمهاش در تعليقهء 150 ياد شد . امّا « خواجه بو نصر هسنجانى » ترجمهاش بدست نيامد چنان كه در تعليقهء 150 ياد كرديم . اما « شيخ بو الفضائل مشاط » مذكور در اينجا و در صفحات 11 ، و 134 ، و 143 ، و 449 ، و 451 ؛ ترجمهاش در تعليقهء 151 گذشت ، امّا أبو جعفر مشّاط مذكور در ص 244 بطور تحقيق ترجمهاش معلوم نشد زيرا كنيهء شخص مورد بحث « ابو الفضائل » است پس يا همين شخص كنيهء ديگرى نيز كه « ابو جعفر » باشد داشته است از قبيل كسانى كه كنيههاى متعدّد داشتهاند ، و يا وى شخصى ديگر بوده است از بنى مشّاط و اللّه العالم . امّا « ابو منصور حفده ، و قاضى ساوه » ترجمهء هر دو در تعليقهء 150 گذشت . امّا مراد از « سمعانيان » صاحب كتاب انساب و پدر و جدّ اوست ؛ محدّث قمى ( ره ) در هديّة الاحباب گفته : « أبو سعد عبد الكريم بن محمّد المروزيّ الشافعي حافظ فقيه ؛ صاحب كتاب انساب و تذييل تاريخ بغداد و غيرهما ، گويند : در طلب علم بشرق و غرب و شمال و جنوب سفر كرده ، و از زياده از چهار هزار شيخ اخذ [ علم و حديث ] كرده ، وفاتش سنهء 562 ( - نسب ) بمرو ، و سمعانى منسوب است بسمعان و آن بطنى است از تميم » . و در الكنى و الالقاب بعد از ذكر ترجمهء وى گفته : « و كان جدّه و أبوه من العلماء و المحدّثين ، و كان جدّه أبو المظفّر المنصور وحيد عصره و كان حنفيّا فانتقل الى مذهب الشافعي ( تا آنكه گفته ) و بالجملة لمّا انتقل ابو المظفّر المنصور الى مذهب الشافعي صار امام الشافعيّة يدّرس و يفتي و صنّف تصانيف كثيرة ، و توفّي بمرو سنة 489 ، و توفّي ابنه محمّد بمرو سنة 510 ( تا آخر كلام او ) » . اما خواجه ابو المعالى جوينى و نزارى ( يا : بزارى ) همانست كه در سابق